تفریحی سنتر

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه 03 اسفند 1397
دانلود خندوانه الميرا شريفى مقدم و داوود عابدی
دانلود خندوانه الميرا شريفى مقدم و داوود عابدی
دانلود سریال احضار قسمت ششم 1 تا 6
دانلود سریال احضار قسمت ششم 1 تا 6
دانلود فصل دوم سریال ممنوعه 2 + فصل اول
دانلود فصل دوم سریال ممنوعه 2 + فصل اول
دانلود سریال نهنگ آبی قسمت پنجم 1 تا 5
دانلود سریال نهنگ آبی قسمت پنجم 1 تا 5
دانلود سریال هشتگ خاله سوسکه قسمت چهارم - 1 تا 4
دانلود سریال هشتگ خاله سوسکه قسمت چهارم - 1 تا 4
دانلود آزمون 19 بهمن 97 قلم چی + سوالات و پاسخ تشریحی
دانلود آزمون 19 بهمن 97 قلم چی + سوالات و پاسخ تشریحی
همسر مسعود شجاعی کیست؟ | مسعود شجاعی ازدواج کرد + عکس
همسر مسعود شجاعی کیست؟ | مسعود شجاعی ازدواج کرد + عکس
انشا در مورد عاقبت فرار از مدرسه صفحه 81 نگارش نهم
انشا در مورد عاقبت فرار از مدرسه صفحه 81 نگارش نهم
بلیت قطار نوروز 98 | زمان پیش فروش اینترنتی بلیت قطار عید نوروز 98
بلیت قطار نوروز 98 | زمان پیش فروش اینترنتی بلیت قطار عید نوروز 98
انشا درباره گفتگوی ابر و آسمان نگارش یازدهم
انشا درباره گفتگوی ابر و آسمان نگارش یازدهم
دانلود سریال نهنگ آبی دانلود سریال ممنوعه دانلود هشتگ خاله سوسکه

انشا درباره گفتگوی ابر و آسمان نگارش  پایه یازدهم

انشا نگارش یازدهم درباره گفتگوی ابر و آسمان

انشا درباره گفتگوی ابر و آسمان نگارش یازدهم

انشاء درباره گفتگو ابر و آسمان

ابر پنبه ای در گوشه ایی از آسمان در حالی که همراه با نسیم ملایم باد از این سو به سوی دیگر مانند گهواره ایی تاب می خورد رو به آسمان گفت: ای آسمان تو که پهنایت آنقدر وسیع است که انتهایت را نمی بینی و بر سرتاسر زمین همچون سقفی بزرگ برافراشته ای خسته نمی شوی؟ آسمان که به حرکت پیچ و تاب ابر نگاه می کرد با لبخندی به بزرگی دلش گفت: نه. من از اینکه همه ی مخلوقات مرا به عنوان سرپناه خود می دانند بسیار شادم و از این اصلا خسته نمی شوم اما تو چه؟ تو از اینکه هر تکه ی وجودت در قسمتی جداگانه پخش و پلا شده است ناراحت نمی شوی؟ ابر از مصاحبت با آسمان خوشحال بود گفت:

نه، من از اینکه همه جا تکه ایی از وجودم هست و هر ثانیه در حال بارش هستم و عده ایی از باران پر برکتم شادمانند. بسیار شاد هستم و ثانیه ایی دیگر در  نقطه ایی دیگر تکه ایی از وجودم همچون چتری در برابر تلاش شدید آفتاب سایه می اندازد و لبی خندان می سازد ، موجب شادی ام می شود. ابر با کنجکاوی فراوان گفت: پس چرا گاهی رنگ می بازی و این سفیدی تبدیل به سیاهی می شود؟ ابر با صدای تحلیل رفته ای گفت:

همه در لحظاتی عصبانی می شوند و این عصبانیت عواقبی دارد همچون رنگ تیرگی و صدای غرشم که نشان از طوفانی خوفناک می دهد اما همیشه این طوفان باقی نمی ماند و خیلی زود همه جا را صلح و آرامش فرا می گیرد. آسمان گفت: زمان هایی که تو نیستی در آسمان دلم ، من و خورشید تنهایی می درخشیم دلم برایت خیلی تنگ می شود.

ابر گفت: من همیشه از کنار تو بودن لذت می برم اما گاهی سقف خدا نیاز به درخشیدن تنهایی دارد، در حالی که من در گوشه ایی دیگر در حال فرود آوردن الماس های درخشان بر سر برترین مخلوقات جهانم که زیر لب شکر می گویند.

 

انشا با موضوع گفتگو ابر و آسمان


دیدگاه کاربران


      ارسال دیدگاه
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


تبلیغات بنری

نویسندگان

تبلیغات بنری
مطالب
کدهای اختصاصی