انشا درباره برخاستن از خواب در صبح روستا و شهر (صفحه 73 نگارش پایه هشتم)

انشا صفحه ۷۳ نگارش هشتم (مقایسه برخاستن از خواب در صبح روستا و شهر)

13 نوامبر 2020
0
4
(330)

انشا درباره برخاستن از خواب در صبح روستا و شهر (صفحه 73 نگارش پایه هشتم)

انشا با موضوع درمورد مقایسه برخاستن از خواب در صبح روستا و شهر

پایه هشتم – درس ششم – صفحه ی 73 – برخاستن از خواب در صبح روستا و شهر

انشا درباره برخاستن از خواب در صبح روستا و شهر (صفحه 73 نگارش پایه هشتم)

انشا صفحه ۷۳ نگارش هشتم

رسانه تفریحی سنتر در این مطلب به یکی از موضوع های انشا صفحه 73 کتاب نگارش پایه هشتم – درس ششم پرداخته است و در ادامه چند نمونه انشا با موضوع (مقایسه برخاستن از خواب در صبح روستا و شهر) برای شما دانش آموزان عزیز آماده کرده است ….

انشا درمورد برخاستن از خواب در صبح روستا و شهر – شماره 1

امروز در خانه یکی از فامیل های ما که در روستا ساکن است مهمان بودم صبح با صدای دلنشین خروس محلی بیدار شدم صدای زنگوله گوسفندان و بزغاله هایی که چوپان برای چرا به کوه می برد از جلوی خانه با صفایی روستایی به گوش می رسید. بوی نان تازه از تنوری که در حیاط بود می آمد سالها بود که طلوع زیبای خورشید را ندیده بودم این صحنه زیبا از میان کوه ها سر به فلک کشیده واقعا هیجان انگیز بود.
یادم آمد که در خانه آپارتمانی مان در شهر صبح ها جز صدای گوش خراش ماشین ها که با عجله به محل کارشان می روند چیزی نشنیده‌ام طلوع خورشید را در هوای آلوده شهر مدت ها ندیده بودم متاسفانه زندگی در شهرها شاید امکانات رفاهی داشته باشد ولی صفا و زیبایی زندگی در روستاها و آرامش روستا را ندارد من به راستی حسرت زندگی در روستا را خوردم و تصمیم گرفتم زمانی که فارغ از درس و تحصیل شدم زندگی در آنجا را برگزینم.

**********

انشا مقایسه برخاستن از خواب در صبح روستا و شهر – شماره 2

مقدمه: به نام خداوندی که جهان و زیبایی هایش را آفرید تا در زیبایی هایش غرق شویم و سپاس گوییم و شکرگزار باشیم اما چه حیف که گاهی انسان هایی و عواملی موجب می شوند که ما گاهی از آن ها محروم باشیم.

تنه انشاء: روزی را تصور کنید که روی تخت خوابیده اید و با صدای پرندگان چشم باز می کنید و با طلوع خورشید به روز جدیدتان سلام می گویید و با بازکردن پنجره رایحه ی خوش طبیعت به مشامت می رسد و با تنفسی عمیق تمام زیبایی های طبیعت را در رگ و جان خود تزریق می کنید و روزتان را با یک صبح دل انگیز و سرشار از آرامش در روستا شروع می کنید اما در مقابل آن روزی را تصور کنید که خوابیده اید و با صدای بوق و داد و فریاد چشم باز می کنید و خبری از طلوع خورشید نیست و تنها ابرهای سیاهی است که آسمان را مانند چتری پوشانده اند و با باز کردن پنجره تنها چیزی که نصیبتان می شود بوی دود است و آلودگی هوا که با هر تنفس در آن ریه هایتان پر می شود از سیاهی و سم و بیماری و روزتان اینگونه در شهر با حالتی کسل از ندیدن درختی یا گل یا طبیعتی زیبا شروع می شود و با سردردی مزمن روزتان سپری می شود و تنها چیزی که نصیبتان می شود روزهای بی اشتیاق و کسل کننده ایی است که هر روزتان با روزمرگی و کارهای تکراری سپری می شود.

نتیجه گیری:درست است که شهر و روستا هر کدام به نوبه ی خود فواید و مضراتی دارند ولی به نظر من این حق هر انسانی است که در یک محیط آرام و پر از آرامش و مطبوع صبح شان را آغاز کنند و با حالی خوش و دلی شاد به روز و زندگی سلام گویند.

**********


صفجه بعد:

بازآفرینی مثل نویسی صفحه 76 نگارش هشتم (زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد)

4 / 5. امتیازات: 330

اپلیکیشن تفریحی سنتر
  • مطالب مشابه
  • برچسب ها
  • دیدگاه ها0

افزودن دیدگاه

هیج دیدگاهی ثبت نشده ;(

افزودن دیدگاه

هیج دیدگاهی ثبت نشده ;(

افزودن دیدگاه

هیج دیدگاهی ثبت نشده ;(