حکایت نگاری صفحه 35 نگارش پایه هفتم (فردی با سپری به میدان جنگ رفته بود)

بازنویسی حکایت نگاری صفحه 35 نگارش هفتم (فردی با سپری به میدان جنگ رفته بود)

13 نوامبر 2020
0
3.4
(30)

حکایت نگاری صفحه 35 نگارش پایه هفتم (فردی با سپری به میدان جنگ رفته بود)

پاسخ بازنویسی حکایت فردی با سپری به میدان جنگ رفته بود صفحه 35 انشا هفتم

پایه هفتم – درس دوم – صفحه ی ۳۵ – حکایت نگاری

حکایت نگاری صفحه 35 نگارش پایه هفتم (فردی با سپری به میدان جنگ رفته بود)

کتاب نگارش پایه هفتم – درس دوم – صفحه 35 :

متن حکایت نگاری صفحه 35 نگارش پایه هفتم

1. نخست، اصل حكایت و سپس شكل بازنویسی شدۀ آن را بخوانید و با هم مقایسه كنید.

حکایت : فردی با سپری به میدان جنگ رفته بود. از قلعه، سنگی بر سرش زدند و بشکستند. برنجید و گفت : «عجب بد مردمانی هستند، سپری به این بزرگی را نمی بینند که بر سر می زنند».

بازنویسیحکایت نگاری صفحه 35 نگارش هفتم

مرد جنگ جویی، با زره پولادین برتن، تیردانی پر از تیر بر پشت، شمشیر برّنده ای بر كمر و سپری بزرگ در دست، راهی میدان شد. مرد جنگ جو كه در زیر سپر پنهان شده بود، آرام آرام به قلعۀ دشمن نزدیک شد. هنوز به دروازۀ قلعه نرسیده بود كه یکی از نگهبانان قلعه، سنگی به طرف او پرتاب كرد. سنگ چرخید و چرخید و محكم به كلۀ مرد جنگ جو خورد. مرد جنگ جو غرغر زنان پا به فرار گذاشت و به میان سپاهیان خودی بازگشت. هم رزمانش وقتی غرولندهای مرد جنگ جو را شنیدند، از او پرسیدند: «چه شده است؟ چرا از یک سنگ می نالی؟»
مرد جنگ جو، در حالی كه دستش را روی سرش می مالید، گفت: «از سنگ نمی نالم، از این مردمان بدجنس می نالم كه سپر به این بزرگی را ندیدند، سنگ را به سر من زدند»
————
صفحه بعد :
بازنویسی حکایت نگاری صفحه 36 نگارش هفتم (روزی در فصل بهاران …)

3.4 / 5. امتیازات: 30

اپلیکیشن تفریحی سنتر
  • مطالب مشابه
  • برچسب ها
  • دیدگاه ها0

افزودن دیدگاه

هیج دیدگاهی ثبت نشده ;(

افزودن دیدگاه

هیج دیدگاهی ثبت نشده ;(

افزودن دیدگاه

هیج دیدگاهی ثبت نشده ;(