×
پیشنهاد ویژه سایتRecommended
وب سایت تفریحی سنتر در ستاد ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت می باشد و مطابق قوانین این مرکز عمل می کند
دانلود سریال آقازاده دانلود فیلم زن ها فرشته اند2
  • خانه
  • »
  • آموزش
  • »
  • پاسخ مثل نویسی ( هر که در پی کلاغ رود در خرابه منزل کند) صفحه 83 نگارش دهم

پاسخ مثل نویسی ( هر که در پی کلاغ رود در خرابه منزل کند) صفحه 83 نگارش دهم

پاسخ مثل نویسی صفحه 83 نگارش دهم ( هر که در پی کلاغ رود در خرابه منزل کند)

گسترش و بازآفرینی هر که در پی کلاغ رود در خرابه منزل کند

گسترش و بازآفرینی هر که در پی کلاغ رود در خرابه منزل کند

کتاب: صفحه  83 نگارش دهم

ضرب المثل : هرکه در پی کلاغ رود در خرابه منزل کند

باز نویسی ضرب المثل (شماره 1) :

مقدمه : کلاغ در فرهنگ ما ایرانیان جایگاه ویژه ای دارد از همان کودکی که لب به سخن می گشاییم با گفتن کلاغه می گه غار غار شروع می شود و با یک

کلاغ، چهل کلاغ ادامه پیدا می کندو گا هی اوقات سر از آرایشگاه در می آورد و به رنگ موی مشکی پر کلاغی تبدیل میشود.وسر انجام با فراز و نشیبهای

بسیار به جایی میرسد که میگویند قصه ما به سر رسید ،کلاغه به خونش نرسید زیرا هر کس به دنبال کلاغ رود به خرابه می رسد پس چه بهتر که کلاغ

هیچوقت به خانه اش نرسد.

بدنه : لانه کلاغ مشخص نیست در کجاست بالای درخت است یا در جاهایی که خالی از سکنه است . چیزی که برایش مهم است برداشتن اشیایی است

که براق هستند برایش فرقی هم نمی کند چه باشد طلا باشد یا بدل یا یک شیشه براق یا حتی یک اسباب بازی براق ،این کلاغ مورد نظر علاقه زیادی هم

به صابون و تمیزی دارد شاید برای همین است که پرهایش همیشه براق است . کلاغ دارای عمر طولانی نیز می باشد بعضی از کلاغها تا 300 سال هم عمر

می کنند و به خاطر همین به کسی که سنش زیاد است می گویند عمر کلاغ را دارد.

آیا کلاغی با این مشخصات و سبک زندگی می تواند الگوی خوبی برای ما باشد ؟

چرا می گویند هر کس به دنبال کلاغ رود در خرابه منزل کند واقعا یا هیچ انسان عاقلی پیدا می شود که دنباله رو کلاغ باشد ؟

خیلی از افراد جامعه هستند که ندانسته به دنبال کلاغ می روند در اینجا منظور از کلاغ الگوهایی هستند که ما در زندگی انتخاب میکنیم . ما در زندگی افراد

زیادی را دیده ایم که با پیروی از الگوهای درست به مقامات بسیار بالایی رسیده اند . از همان صدر اسلام می توانیم از این الگوها نام ببریم الگوهای کاملی

مانند امامان و پیامبران و پیشوایان دینی که جان شیرین خود را در بیدار کردن مردم از دست دادند و به مقام شهادت نایل آمدند.

این مساله تا زمان حال نیز ادامه دارد کسانی مانند امام خمینی که با یک فرمان کشوری را به انقلاب واداشت ، زیرا می خواست بساط ظلم وستم را از

ریشه برچیند و مردم با شناخت کاملی که از ایشان داشتند فرمانش را با گوش دل شنیدند واطاعت کردند.

بعضی از افراد هم هستند که الگوهای غلط را انتخاب می کنند که عاقبتی جز بدبختی و شقاوت ندارند افرادی که دنباله رو یزید ومعاویه و….شدند . مانند ابن

ملجم که بعد از عمری عبادت بر اثر یک اشتباه و یک انتخاب غلط به منفورترین آدمها تبدیل شد.

افرادی که الگوی رفتاری نا مناسب دارند مانند کسانی که در دام منافقین کوردل افتادند و دست به ترور انسانهای پاک وآزاده زدند انسانهایی که هر یک خود

الگوی کاملی از انسانیت بودند.

کسانی هم هستند که دست به انواع واقسام خلافها می زنند ،مانند قتل و آدم کشی ، قاچاق فروشی ، گرانفروشی ، احتکار،و هزار کار خلاف دیگر ،

براستی اینان ره به کجا می برند ،اینان هم دنیا یشا ن و هم آخرتشان تباه است مانند کلاغی که اشیاءخود را در خرابهای پنهان میکند اینان نیز به خرابه

میرسندو هیچ چیز و هیچ کس هم به دادشان نمی رسداینان از خانه و کاشانه خود فراری می شوند و تن به انواع واقسام ذلتها می دهند .

نتیجه : به امید آنکه ما هیچگاه دنباله رو کلاغ نباشیم و فقط از کلاغ برای خواندن شعر برای کودکانمان استفاده کنیم . البته کلاغ نیز یکی ار آفریده های

خدای بزرگ است باید کلاغ و غار غارش را دوست داشته باشیم زیرا خداوند هیچ موجودی را عبث و بیهوده نیافریده است

باز نویسی ضرب المثل (شماره 2) :

مقدمه : گاهی بعضی حکایت ها را میشود سر لوحه و الگوی زندگی خودمان قرار بدهیم البته اگر دل نگران آینده روشن پیش رویمان باشیم میتوانیم از همه

مثل ها و حکایت ها و سخن بزرگان درس بگیریم و تلاش کنیم برای ساختن زندگی بهتر و بهبود بخشیدن به واژه انسانیت …

بدنه : سالی که نکوست از بهارش پیداست شاید بی ربط نباشد به حکایت هرکه در پی کلاغ رود در خرابه منزل کند از انجا که ادمی برده ی هواو نفس

خویش است .به این نتیجه میرسیم که انسان هر چه را که برایش زیبا و جذاب جلوه کند به دنبالش دست زنان و پاکوبان میرود این یک مسئله ی ثابت شده و

کاملا به اثبات رسیده است پس بحث در حوالی این موضوع به اینجا میرسد که ادمی باید با چشم باز و دیده روشن دوستان و اطرافیانش را برگزیند چرا که

خواه یا ناخواه انسان تاثیر میگیرد و الگو بر میدارد از ادمی که دوست یا همدمش شود بر فرض اینکه الگوی انسان اشتباه و نا به جا باشد انسان محکوم به

فنا میشود زیرا ما عاقبت به ته خط همان راهی میرسیم که ابتدا شروعش کرده ایم.

نتیجه : پس باید چشمان باز و زمیر آگاه داشته باشیم و افراد کلاغ مانند را حذف کنیم از لیست زندگی و دوستانمان زیرا همنشینی با این چنین افرادی سر

انجامی به جز خرابه ندارد.

باز نویسی ضرب المثل (شماره 3) :

مقدمه: پدرم برایم تعریف می کرد که زمانی که سوم راهنمایی بوده، یک همکلاسی داشتند به نام سهراب که خیلی خلاف بوده و همه معلم ها و بچه ها او را به بدی می شناختند.

یکی دیگر از بچه های کلاسشان هم به اسم سعید بوده که شاگرد زرنگ کلاس بوده و معلمها خیلی رویش حساب می کردند و همه

می گفتند که سعید حتما دکتر خواهد شد.

بدنه : پدرم می گفت چند ماه که از سال گذشت، سهراب خودش را به سعید نزدیک کرد و طرح دوستی با او ریخت. به بهانه درس می رفت پیشش و از

سعید می خواست که در امتحانات کمکش کند، اما اصلا این چیزها برایش مهم نبود. او هدف شوم دیگری داشت. می خواست سعید را از راه به در کند.

سعید اما چون پسر خیلی خوش قلبی بود، حتی به ذهنش هم نرسیده بود که سهراب ممکن است چنین قصدی داشته باشد. خلاصه مدتی که گذشت

دیدیم که سعید خیلی وقتش را با سهراب می گذراند و انگار بیرون از مدرسه هم با هم به قهوه خانه و … می رفتند.

بعد از دو سه ماه سطح درسی سعید خیلی افت کرد و حتی من یکبار هم دیدم که دارند با هم سیگار می کشند.

دیگر سعید آن سعید سابق نبود، طرز حرف زدنش، کارهایش همه چیزش تغییر کرده بود.

ما هم هرچقدر باهاش صحبت می کردیم و نصیحتش می کردم فایده ای نداشت و معتقد بود که سهراب همه چیزش خوب است و ما داریم الکی خرابش می

کنیم.

الگویش شده بود سهراب، هرچه می گفت بی چون و چرا می پذیرفت و در واقع شده بود مرید سهراب.

سهراب هم که کیفش کوک بود و بخاطر حسادتش با سعید دوست شده بود و می خواست زندگی اش را تباه کند، از این موقعیت سو استفاده کرد و سعید

را در دام مواد مخدر انداخت.

پدرم که دید من مبهوت مانده ام، گفت سرت را درد نیاورم پسرم، سعید از سال دیگر به مدرسه نیامد و الان هم معلوم نیست که اصلا زنده است یا نه و اگر

هست در کدام جوی و خیابان افتاده است و …

نتیجه : اینکه تقلید بی چون و چرا می تواند زندگی انسان را به باد بدهد.

اینجاست که می گویند؛

هرکه در پی کلاغ رود ،در خرابه منزل کند

 

24 مهر 99 هیچ دیدگاه آموزش

بخش نظرات ( ارسال نظر )

avatar