×
پیشنهاد ویژه سایتRecommended
وب سایت تفریحی سنتر در ستاد ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت می باشد و مطابق قوانین این مرکز عمل می کند
دانلود سریال آقازاده دانلود فیلم زن ها فرشته اند2
  • خانه
  • »
  • آموزش
  • »
  • پاسخ مثل نویسی (دل که پاک است زبان بی باک است) صفحه 83 نگارش دهم

پاسخ مثل نویسی (دل که پاک است زبان بی باک است) صفحه 83 نگارش دهم

پاسخ مثل نویسی صفحه 83 نگارش دهم (دل که پاک است زبان بی باک است)

گسترش و بازآفرینی دل که پاک است زبان بی باک  است

گسترش و بازآفرینی دل که پاک است زبان بی باک  است

کتاب: صفحه  83 نگارش دهم

ضرب المثل : دل که پاک است زبان بی باک است

باز نویسی ضرب المثل (شماره 1) :

مقدمه : انسانهای نترس قلب های صافی دارند و قلب های پاک به هر چیزی دست بزنند طلا می شود زیرا قلب های پاک یک ویژگی مهمی دارند به اسم

صداقت.

بدنه : قلب و دل های صاف و صادق سخن های شان رنگ و بوی حقیقت می دهد بوی راستی و بوی انسانیت و درستی. متاسفانه بسیاری از افراد از این

خصوصیت بی بهره هستند. منظورمان آن انسان هایی هستند که در ظاهر با شما مهربانی می کنند و انسانیت و دوستی خودشان را برای شما نشان

میدهند ولی  در ذات و درون خود از بدترین دشمنان شما دشمن تر هستند.همانهایی که با فریب و تظاهر سر شما کلاه میگذارند.دلیل این امر مشخص است

زیرا آنها قلب و درون تاریکی دارند این نوع انسان ها کار هایشان معمولا با فریب پیش می رود. فریب و دروغی که دشمنی می آورد و بسیار خانمان سوز

است.

در زمان های قدیم فردی صاف و ساده ای زندگی میکرد. وی همواره بدون هیچ نوع دغل بازی و دروغ کارهای خود را به پیش می‌برد مردم شهر به جای اینکه

از این مرد تقدیر و تشکر کنند و از او حمایت کنند از این مرد گله می‌کردند چون او با  انصاف و صداقت کار می‌کرد و کار و کاسبی بسیاری از افراد را کساد کرده

بود. مرد مهربان هر بار که حرف های مردم را راجع به خودش می‌شنید بسیار ناراحت می‌شد چون قلب بسیار صاف و مهربانی داشت و نمی خواست کسی

از دست او برنجد ولی از این رو هم نمی‌توانست در کار خود تخلف کند و با دروغ و نیرنگ اجناس خود را گرانتر از آنچه هستند بفروشد. مدتی از این موضوع

گذشت و و مرد برای خرید عسل وارد مغازه عسل فروشی شد و مشاهده کرد که مرد عسل فروش با پیرمردی کهنسال که محاسنش سفید شده بود در

حال گفت و گو بود. عسل فروش که مرد ساده لوح را شناخت قصد اذیت و آزار آن مرد را کرد.  زمانی که مرد قیمت عسل را پرسید عسل فروش قیمت عسل

را دو برابر قیمت واقعی گفت در حالیکه عسل کیفیت خوبی نداشت. مرد پاکدل بر اساس ساده لوحی خود بسیار متعجب شد و گفت : این اثر بسیار

گرانقیمت است در حالی که قیمت واقعی این اثر بسیار کمتر از آن چیزی است که شما می گویید و کیفیت عسل بسیار پایین است. مرد عسل فروش که

این حرف های مرد را شنید بسیار ناراحت و خشمگین شد. پیرمرد کنار عسل فروش که شاهد این جریان بود گفت تو بسیار ساده و صادق هستی زیرا هر

کسی که به جای تو بود هیچ وقت این سخن را نمی گفت بنابر این دل که پاک است زبان بی باک است.

نتیجه : قلب های مهربان و پاک جهان را بسیار قشنگ تر می بینند.  زیاد سخت نمی گیرند و با دل و قلبی مهربان و ساده و لبی خندان و زندگی می‌کنند و

از این زندگی خود نهایت لذت را میبرند.

باز نویسی ضرب المثل (شماره 2) :

مقدمه : انسان هایی در دنیا هستند که دل پاکی دارند همه چیز را به چشم خوب می بینند

و از کسی سواستفاده نمیکنند. آنها دلی بزرگ دارند ، آنها صادق و راستگو هستند

و چون در کارشان صداقت دارند ترسی از گفتن حقیقت ندارند.

بدنه : در ادامه دساتانی را بازگو میکنم که شاید حکایت خیلی از ماست.

در روزگاران قدیم در شهری یک مردی به اسم احمد زندگی میکرد،

او بسیار ساده بود و در هیچکاری سیاست به خرج نمیداد.

آنچه را میدید بدون کم و کاست و دروغ میگفت.

در آن شهر که همه ی مردمش مثل احمداقا ساده نبودند از احمداقا خوششون نمیامد.

احمداقا بسیار ساده لوح بود و هر حرفی را قبول میکرد.

در کارهایش صداقت بسیار داشت و دروغ روی زبانش نمیامد

. دل بسیار پاکی داشت و خیلی مهربان بود.

همین راستگویی و صداقتش باعث شده بود که در کارش رونق رزق و روزی داشته باشد.

اخلاق بسیار خوبی داشت.

یک روز صبح که احمداقا طبق معمول همیشه برای نانوا رفته بود و نان خود را خریداری کرده بود

پیش خودش گفت که بهتر است برای اینکه صبحانه مفصلی نوش جان کند برود و دو تا تخم مرغ بخرد.

فروشنده که از دور احمداقا را دیده بود که به سمت مغازه او می آید، قصد اذیت کردن او را داشت

و خواست که از سادگی او سواستفاده کند.

احمداقا وارد مغازه شد و پس از سلام و احوالپرسی ، از فروشنده درخواست دو تا تخم مرغ کرد.

فروشنده قیمت تخم مرغ ها را دو برابر گفت. اما احمداقا با این همه سادگی گفت

که آقا این خیلی گران است. فروشنده عصبانی شد و داد و هوار راه انداخت.

یک شخصی وارد مغازه شد و علت را جویا شد و ماجرا را برایش شرح دادند و آن شخص پیش خود

و زیر لبش زمزمه کرد که احمداقا با این همه سادگی و دل پاکی که دارند فهمید

که تخم مرغ ها را به او گران گفته است و گفت : چه دل پاکی داری و زبانی بی باکی.

نتیجه : هیچوقت از سادگی مردم سواستفاده نکنیم، مردمانی هستند که دل پاک و زبان نترسی دارند.

24 مهر 99 هیچ دیدگاه آموزش

بخش نظرات ( ارسال نظر )

avatar