close
تبلیغات در اینترنت
پاسخ حکایت نگاری صفحه 68 نگارش پایه یازدهم

تفریحی سنتر

پاسخ حکایت نگاری صفحه 68 نگارش پایه یازدهم

کانال تلگرام ماما را از طریق کانال دنبال کنید.
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه 03 اردیبهشت 1397
دانلود قسمت دهم 10 فصل سوم سریال شهرزاد 3
دانلود قسمت دهم 10 فصل سوم سریال شهرزاد 3
اعلام نتایج مرحله سوم آزمون پیشرفت تحصیلی 96-97
اعلام نتایج مرحله سوم آزمون پیشرفت تحصیلی 96-97
دانلود قسمت نهم 9 فصل سوم سریال شهرزاد 3
دانلود قسمت نهم 9 فصل سوم سریال شهرزاد 3
آخرین اخبار از ساخت سریال پایتخت 6 + جزئیات و زمان پخش
آخرین اخبار از ساخت سریال پایتخت 6 + جزئیات و زمان پخش
دانلود فصل پنجم خندوانه سال 97
دانلود فصل پنجم خندوانه سال 97
دانلود کلیپ های جناب خان در فصل پنجم خندوانه 97
دانلود کلیپ های جناب خان در فصل پنجم خندوانه 97
دانلود قسمت هشتم 8 فصل سوم سریال شهرزاد 3
دانلود قسمت هشتم 8 فصل سوم سریال شهرزاد 3
دانلود برنامه دورهمی سارا بهرامی
دانلود برنامه دورهمی سارا بهرامی
دانلود سریال پایتخت 5 قسمت دوم 2
دانلود سریال پایتخت 5 قسمت دوم 2
عیدی همراه اول به مشترکین خود برای نوروز 97 + نحوه فعالسازی عیدی 97
عیدی همراه اول به مشترکین خود برای نوروز 97 + نحوه فعالسازی عیدی 97
دانلود فصل سوم شهرزاد

آخرین ارسالی های انجمن

 حکایت صفحه 68 نگارش یازدهم , حکایت نگاری صفحه 68 نگارش پایه یازدهم, حکایت نگاری طاووس و زاغ نگارش یازدهم, حکایت نگارش پایه یازدهم صفحه 68,

پاسخ حکایت نگاری صفحه 68 نگارش پایه یازدهم ( حکایت طاووس و زاغ )

جواب بازنویسی صفحه ی 68 نگارش پایه یازدهم

پاسخ حکایت نگاری صفحه 68 نگارش پایه یازدهم

 

ساده نویسی حکایت در مورد طاووس و زاغی

«طاووس و زاغی، در صحن باغی به هم رسیدند و عیب و هنر یکدیگر را دیدند. طاووس با زاغ گفت: این موزه سرخ که در پای توست لایق دیبای نگارین من است. همان وقت که به وجود می آمده ایم در پوشیدن موزه اشتباه کرده ایم. من موزه سیاه تو را پوشیده ام و تو موزه سرخ مرا. زاغ گفت: برخلاف این است. خطایی رفته است در پوشش های دیگر رفته است. باقی پوشش های زیای تو مناسب موزه من است. در آن خواب آلودگی، تو سر از گریبان من در آورده ای و من سر از گریبان تو! در آن نزدیکی سنگ پشتی بود و آن مجادله را می شنید؛ سر برآورد که ای یاران عزیز! از این گفت و گوی باطل دست بردارید. خدای تعالی همه چیز را بر یک کس نداده است. هر کس را به داده خود، خرسند باید بود و خشنود»..

 

بازنویسی حکایت طاووس و زاغ

در روزی از روزها در باغی طاووس و کلاغی همدیگر را ملاقات کردند. در این دیدار طاووس و کلاغ عیب ها و زیبایی و هنر یکدیگر را از نزدیک دیدند. طاووس در این بین به کلاغ گفت: این سرخ  پای زیبا که مانند کفشی برای کلاغ بود لایق و شایسته ی تو نیست بلکه این کفش زیبا لایق چهره ی رنگین و زیبای من است همان موقع که به وجود می آمدیم. در پوشیدن کفش اشتباه کرده ایم. من کفش سیاه تو را پوشیده ام و تو کفش سرخ من را! کلاغ گفت: موضوع بر عکس این ماجرا است. اگر اشتباهی شده است، اشتباه در پوشش و لباس یکدیگر رخ داده است. پوشش و لباس زیبای تو لایق کفش من است، در لحظه ی بیدار شدن و چشم به این جهان گشودن در آن خواب آلودگی اشتباهی تو لباس های من را پوشیدی و من لباس های تو را پوشیده ام.

در آن نزدیکی لاک پشتی بود و مجادله طاووس و کلاغ را شنید. سر از لاک خود بیرون آورد و گفت: ای یاران عزیز از این گفت و گوی بیهوده دست بردارید. خدای تعالی همه چیز را یک نفر به تنهایی نداده است. هر کس زیبایی خاص خود را داراست. هرکس به داده و داشته ی خود باید راضی و خشنود باشد.

با تصرف از بهارستان جامی

بازنگری انشا در مورد طاووس و زاغی

بازنویسی حکایت در مورد طاووس و زاغی

 

یازدهمی ها شاید این مطالب به دردتان بخورد - اینجا کلیک کنید

 حکایت صفحه 68 نگارش یازدهم , حکایت نگاری صفحه 68 نگارش پایه یازدهم, حکایت نگاری طاووس و زاغ نگارش یازدهم, حکایت نگارش پایه یازدهم صفحه 68,

 

تبلیغات
دیدگاه کاربران
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

23:25 - رضا میگه:

خیلی خوب و عالی بود ممنون از زحماتتون



تبلیغات

تبلیغات
مطالب
کدهای اختصاصی
    تبلیغات متنی
    تبلیغات متنی شما

    محل تبلیغات متنی

    tafrihi-center
    تبلیغات متنی شما

    محل تبلیغات متنی شما

    tafrihi-center