
انشا آدم فضایی صفحه 21 نگارش پایه نهم
انشا با موضوع درباره درمورد آدم فضایی طراحی نقشه ذهنی متن

رسانه تفریحی سنتر در بخش آموزش خود، جواب انشا آدم فضایی صفحه 21 نگارش نهم (پرورش ذهن) را برای شما آماده کرده است که در ادامه می توانید مشاهده بفرمایید.
کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم با موضوع آدم فضایی صفحه ۲۱
انشای درمورد آدم فضایی صفحه 21 نگارش نهم شماره 1 (جدید) :
من که نمیدانم آدم فضایی چیست
حتما یک فامیلی است مثلا مهسا آدم فضایی شاید هم اسم یک دانشمند است .
یا به آدم های بزرگ و آهنی و غول پیکر میگویند آدم فضایی ولی انها که وجود ندارند!
چگیزخان مغول یک ادم غول پیکر بوده ولی همه میدانند که چگیزخان مغول زمینی بوده است.
پدرم میگویند اصلا چیزی به عنوان آدم فضایی وجود ندارد فقط تو کتاب ها وجود دارند.بعضی ها که روبات میسازند به روباتشان میگویند آدم فضایی
دیروز که به یک فروشگاه اسباب بازی فروشی رفته بودم یک پسربچه به مادرش گفت آن آدم فضایی را برایم میخری و مادرش هم قبول کرد.
چند روز پیش هم شنیدم که یه نفر به کره ی ماه سفرکرده او یک مسافر فضایی بوده است حتما وقتی برگردد یک آدم فضایی شده است.
ولی مادر آن پسر که نمیتواند ان رابخرد اصلا هم شبیه روبات نیست خارج از کتاب ها هم وجود دارد یک دانشمند فضایی هم است
انشای درباره آدم فضایی صفحه 21 نگارش نهم شماره 2 (جدید) :
چند تا آدم فضایی حوصله شان سر رفته بود. دوست داشتند بیایند و با آدم های زمینی دوست بشوند. آدم فضایی ها اخلاق آدم ها را نمی شناختند. آنها به زمین نزدیک شدند و وسط میدان شهر فرود آمدند.
آدمها از دیدن سفینه ی فضایی و آدمهای عجیب و غریبش خیلی ترسیدند. همه جیغ می زدند و فرار می کردند. ماشینها با سرعت ویراژ می دادند و سعی می کردند از هم جلو بزنند تا زود تر فرار کنند. آدم فضایی ها هر چه سعی کردند با آنها حرف بزنند، نشد.
آدم فضایی ها فکر کردن شاید اینها همهشان دیوانه اند. گفتند بهتر است برویم یک جای دیگر از زمین، شاید مردم آنجا حالشان خوب باشد. آنها دوباره سوار سفینه شان شدند و راه افتادند این بار اتفاقا وسط یک ارتش که همگی تفنگ داشتند فرود آمدند. ولی تا می خواستند از سفینه پیاده شوند آدمهای زمینی شروع کردند به شلیک کردن. آدم فضایی ها ترسیدند و دوباره سوار سفینه شان شدند.
آنها تصمیم گرفتند به سیاره خودشان برگردند چون حال مردم زمین خوب نبود.
فضایی ها سفینه شان را روشن کردند و راه افتادند . آنها به مردم زمین نگاه می کردند و برایشان دست تکان می دادند و می رفتند اما هیچیک از مردم زمین به آسمان نگاه نمی کرد.دل آدم فضایی ها گرفت. تا اینکه یکدفعه دیدند از داخل یک خانه ی قشنگ چند تا آدم که البته کوچک بودند، برای آنها دست تکان می دهند و هورا می کشند.
آدم فضایی ها انقدر ذوق کردن که تصمیم گرفتند یک بار دیگر روی زمین فرود بیایند. آنها با دقت به سمت همان خانه ی قشنگ رفتند. آنجا یک مهد کودک بود. سفینه فضایی روی دیوار مهد کودک نشست. آدم فضایی ها اول یواشکی به بچه ها نگاه کردند . بچه ها نه ترسو بودند، نه عصبانی! خیلی هم خوشحال بودند و می خندیدند. مثل اینکه هر کسی می توانست با بچه ها دوست بشود.
آدم فضایی ها از سفینه بیرون آمدند . یک ساعت با بچه ها بازی کردند. انقدر بچه ها مهربان بودند که آدم فضایی ها اصلا دلشان نمی خواست دیگر به سیاره خودشان برگردند. اما یکدفعه در باز شد و مربی مهد وارد شد و شروع کرد به جیغ زدن. آدم فضایی ها خیلی سریع سوار سفینه شان شدند و جیم شدند. آنها یک عالمه عکس بچه های زمینی را برای دوستان فضایی شان به عنوان سوغاتی بردند
انشای با موضوع آدم فضایی صفحه 21 نگارش نهم شماره 3 (جدید) :
گاهی فکر میکنم اگر روزی آدم فضاییها به زمین بیایند، چه میشود؟ شاید ظاهرشان شبیه ما نباشد، اما مطمئنم آنها هم دنبال صلح و آرامشاند. اگر دوستی میان ما و آنها شکل بگیرد، میتوانیم از هم چیزهای زیادی یاد بگیریم؛ از فناوریهای پیشرفتهی آنها و از مهربانی و تجربههای انسانی ما. دیدار با آدم فضاییها میتواند دنیای تازهای از شناخت را برای بشر باز کند.
انشای با موضوع آدم فضایی صفحه 21 نگارش نهم شماره 4 (جدید) :
مدتها به آسمان شب فکر میکردم که آیا موجوداتی در سیارههای دیگر زندگی میکنند یا نه. تا اینکه شبی عجیب، روی پشتبام خانهمان صدای فرود چیزی را شنیدم. با ترس بالا رفتم و دیدم موجودی عجیب شبیه آدم ولی با دستهای دراز و چشمانی درشت، کنار سفینهاش ایستاده است. او اصلاً ترسناک نبود؛ برعکس با حرکات دست سلام کرد. من هم با تردید جوابش را دادم. بعد دستگاه کوچکی از جیبش درآورد و تصویری از سیارهاش نشانم داد: سرزمینی پر از کوههای بلورین و دریاچههای نورانی. باورم نمیشد چنین دنیایی وجود داشته باشد. قبل از رفتن گفت شاید دوباره برگردد، و من هنوز منتظر دیدار دوبارهاش هستم.
انشای آدم فضایی صفحه 21 شماره 5 (جدید) :
یک روز در بیابان قدم میزدم که ناگهان صدای عجیبی شنیدم، مثل وزش بادی آهنین. وقتی نزدیکتر شدم، سفینهای نقرهای رنگ دیدم که روی شنها نشسته بود. درِ آن باز شد و موجودی با لباس درخشان بیرون آمد. پوستش آبی روشن بود و هیچ موئی روی سرش نداشت. او به زبان ما صحبت نمیکرد اما با نورهایی که از دستگاهی میتاباند، منظورش را میرساند. میخواست بداند انسانها چگونه زندگی میکنند و چرا با هم جنگ میکنند. من سعی کردم برایش توضیح دهم، ولی نگاه متعجبش نشان میداد که برای او این رفتارها عجیب و غیرقابلباور است. وقتی به سفینه برگشت، قلبم پر از پرسشهای تازه شده بود.
انشای آدم فضایی نگارش نهم صفحه 21 شماره 6 (جدید) :
در یک شب بارانی وقتی همه خواب بودند، پنجره اتاقم روشن شد. نور سفید خیرهکنندهای اتاقم را پر کرد. ترسیدم، اما وقتی به بیرون نگاه کردم، موجودی کوچک و بامزه را دیدم که شبیه آدم ولی با گوشهای بلند بود. او با صدایی نرم و کشیده گفت: «از سیاره دوری آمدهام تا دوستی پیدا کنم.» من از او پرسیدم آیا در سیارهاش هم باران میبارد. خندید و گفت: «نه، اما آسمان ما پر از شهابهای رنگی است.» بعد از مدتی کوتاه، با هم در اتاقم نشستیم و او همهچیز را با کنجکاوی نگاه میکرد. وقتی رفت، روی میزم یک سنگ شفاف درخشان گذاشت. حالا هر وقت به آن نگاه میکنم، یاد دوستی با آن آدم فضایی میافتم.
———–
سایر موضوعات انشاء صفحه 21 نگارش نهم :
انشا گذر رودخانه صفحه 21 نگارش پایه نهم
انشا درباره آدم فضایی صفحه 21 نگارش پایه نهم
انشا با موضوع اذان صفحه 21 نگارش پایه نهم


ممنون بابت کار ارزشمندتون
خیلی خوب بود . ممنون از سایتتون
حرف نداشت👌🏻
سلام.خدا قوت.خیلی عالی بود.من که خیلی استفاده کردم.دستتئن درد نکنه
مطالب خوبی به نظر میان سپاس
خیلی خوبه ممنون از مدیر سایت تفریحی سنتر
بازم درمورد این موضع مطلب بزارین
دمتون گرم عالی بود
چقد خوبین شما
چرا اینقد کم؟
خیلی خوب بود . مرسی
بازم به دادمون رسیدید ممنون دوستون داریم❤
عالی بود خیلی خوبن ممنون از همه کسانی که زحمت کشیدن
خوبه عالی پرفکت
خوب بود ممنون ❤❤
سلام با تشکر فراوان از شما خیلی خیلی خوب و مفید بود
بیشتری بنویسین لطفا
عالییییییین اینا
میشه مطلب رو توی وبلاگ خودم بزارم؟
سلام ممنون اززحماتی که میکشید مطالبتون مفیدوکاربردی بود❤️❤️
فوق العاده س براتون آرزوی سلامت شادی دارم
ایول بهتون:) خیلی خوب بود
یعنی عاشقتونم که انقد خوبین ?????????????????
مررسی عالی بود دمت گرم
خییلی عالیع 😍😍😍😍
بهترین سایت هستید . خیلی ممنونم از عوامل سایت تفریحی سنتر
عاااااااااااااااااااااالی
عالیه براتون آرزوی سربلندی میکنم موفق باشید
okهست براووو عالیییییییییییییییی
دمتون گرم عاللیهههه کلی ممنون
چه سایت قشنگی دارین
سلام عالی بود
سایتوتن عالییییییییییی هستش واقعا🙏🙏👌👌👏👏
مطالب واقعا مفیدن مرسی که هستین
بسیار عالی بود. سپاسگزارم
مرسی
با اجازتون بازنشر شد
عالییه دمتون گرم
خیلی ممنون از توضیحاتون خوبتون
بسیار عالی بود. با سپاس فراوان..
هزینه تبلیغات توی سایت شما چنده؟
درود بر شما عالی است
خیلی ممنون عالی بود
بی نظیر هستید
سایتتون واقعا عالیه
دستخوش
so nice
چرا اینقد زیاد؟
خیلی ممنون که بازم به دادم رسیدید.
عالی است وامیدوارم بهتر شود
عالیه میتونست بهتر باشه
فقط میتونم بگم عالی ممنون از tafrihicenter
خیلی عالی و بی نظیره
خوبه
ممنون خیلیی عالیه ☺
مرسی🌺🌺
عالیه دست شما درد نکند👏
خیلی خوبه ممنون از لطف بی دریغتون
خیلی ممنون خخخخخخخخخخخخییییییییییییییلللللللللیییییییی هم تشکر
خیلی ممنون🌹
از شما خیلی خیلی ممنونم
ممنون خسته نباشید
عالی بود دستتون درد نکنه
چه مطلب خوبی
سلام عالی است تشکر
ممنونم واقعا خیلی زحمت می کشید.همینم خوبه 😍😍خدا خیرتون بده
مطلب به درد بخوری بود
ممنون کامل بود
عالی از سایت عالیتون
مرسیییییی
ممنون تشکر از سایت تفریحی سنتر و عواملش
مطلب خوبی بود
بسیار گویا و شفاف بیان کردید
مطالب بی نظیر بود
Awli bood
موفق باشید.
احسنت عالی بود
فوق العاده هستید سپاس بیکران
ممنون بابت زحماتتون واقعا اطلاعات ارزشمندی هستن وبرای شب امتحان بسیار عالی ومارو باسوالات مهم اشنا میکنن
بي شك بهترينين❤️❤️
عالی وبی نظیرکامل جامع
شادکام و سلامت باشید
با سلام ان شا الله موفّق و پیروز باشید سپاس از زحمات شما و سایت بسیار خوبتان که راه گشا است
ممنون عالی بود …
دمت گرم همه چی داشتی
عاااااااااااالی بود
خیلی ممنون از سایت خوبتون😍😍🙏🏻
خیلی خوبند ممنون
منابع این مطلب کجاست؟
عااااالی بود . شب امتحان ب دادم رسید . مررررررررسی
بسیار عالی بودند.
خیلی خوبه ممنون از مدیر این سایت
خیلی سایت خوبی دارین
مطلب خوبی بود همکار گرامی
afarin matlab khobi bood
خیلی دنبال این موضوع بودم
خیلی خوشحالم که هستین
دمتون گرم عالی بود خدا ازتون راضی باشه
سپاس 🌹🍃
خیلی عالی بود
عالی بود