انشا درباره قطره بارانی هستید كه از ابری چكيده ايد (صفحه 81 نگارش پایه هشتم)

جواب انشا صفحه ۸۱ نگارش هشتم (انشا درباره قطره بارانی هستید كه از ابری چكيده ايد)

16 نوامبر 2020
3 دیدگاه
3.9
(72)

انشا درباره قطره بارانی هستید كه از ابری چكيده ايد (صفحه 81 نگارش پایه هشتم)

انشا با موضوع درمورد قطره بارانی هستید كه از ابری چكيده ايد

پایه هشتم – درس هفتم – صفحه ی ۸۱ قطره بارانی هستید كه از ابری چكيده ايد

انشا درباره قطره بارانی هستید كه از ابری چكيده ايد (صفحه 81 نگارش پایه هشتم)

رسانه تفریحی سنتر در این مطلب به یکی از موضوع های انشا صفحه 80 و 81 کتاب نگارش پایه هشتم – درس هفتم پرداخته است و در ادامه چند نمونه جواب صفحه ۸۱ نگارش هشتم و انشا با موضوع (قطره بارانی هستید كه از ابری چكيده ايد) برای شما دانش آموزان عزیز آماده کرده است ….

 

جواب انشا صفحه ۸۱ نگارش هشتم :

انشا درمورد قطره بارانی هستید كه از ابری چكيده ايد – شماره 1

مقدمه : برای آخرین بار نگاهی به مادر مهربانم ( ابر ) کردم و بغضم را فرو دادم و پریدم.
در حین فرود به آسمان نگاه می کردم و سعی میکردم با تمام توانم تصویر پرتوهای خورشید و آسمان را در ذهنم ثبت کنم که ناگهان پرتو خورشید به صورتم برخورد کرد و رنگین کمانی هفت رنگ در برابرم ظاهر شد.

بدنه : چطور می توانم این همه زیبایی و هیجن ارتفاع را از خاطر ببرم و دل تنگ نشوم؟
در همین افکار بودم که ناگهان صدایی شنیدم که از من می خواست به سویش بروم. صدای گلی تشنه بود. گل برگ هایش شادابی خود را از دست داده بودند و پژمرده شده بود. می خواستم به سویش بروم که شاپرکی صدایم کرد و گفت : تو به تنهایی نمی توانی گل را سیراب کنی باید بروی و کمک بیاوری.
اما از کجا ؟ از چه کسی ؟
نمیدانم!
نگاهی به اطراف انداختم و متوجه گذر رودی کوچک شدم. سوار بال های امید شدم و خود را به رود رساندم.
این همه قطره باران کنار هم جمع هستند و به راستی این اتحاد زیباست.
با دوستانم به سوی گل تشنه رفتیم و سیرابش کردیم و حالا آن گل به یک بوته گل تبدیل شده که عطر آنها در فضا هر کسی را مست می کند.

نتیجه : هر نقطه ای از جهان ، چه در آسمان چه در زمین هرجایی زیبایی های خود را دارد. جهان سرشار از زیبایی و نعمت های خداوند است. مهم این است که به یکدیگر کمک کنیم و از این نعمت ها استفاده کنیم

**********

انشا صفحه ۸۱ نگارش هشتم – شماره 2

در یکی از روز های خوب بهاری همراه دوستانم روی ابرها در حال بازی بودیم ناگهان صدای بلند رعد و برق به گوش رسید و ابر ها در حال مچاله شدن بودن و من همراه دوستانم از بالای ابرها به پاین سقوط کردیم . من خیلیدر آن لحظه حس خوب و در کنار حس ترس داشتم وقتی که به زمین رسیدم درون یک رودخانه پر فشار افتادم که همه قطره های اطراف من هم همراه با من وارد رودخانه شدن

من در آن لحظه خیلی ترسیدم اما در کنار آن لذتی وصف ناپذیر داشتم که همراه موج رودخانه در حال بالا و پایین پریدن بودم و مانند سرسره ایی عمل می کرد که ما را از مسیر رودخانه به سمت پایین می کشید .. کمی بعد باران قطع شد و رودخانه به مرور زمان آرام تر گرفت و ما با آرامش در مسیر جریان پیدا کردیم و در نهایت وارد یک مزرعه شدیم که با استفاده از من و دوستانم به محصولات خود را ابیاری می کردند

و مابه درون خاک منتقل پیدا کردیم در آنجا چیزهای عجیب و باور نکردنی دیدیم . در زیر زمین نیز سفره های زیر زمینی وجود داشت که ما دوباره از طریق این سفره های زیر زمینی به بالای کوه رسیدیم که به آن و چشمه های معدنی می گویند

و دوباره در فضای ازاد رها شدم که بعد از مدت ها که درون زمین بودم حس تازگی و سر زندگی را دوباره حس کردم ودر نهایت در اثر تابش خورشید تبخیر شدم و دوباره به روی ابر ها باز گشتم که این فرایند که برای من تحولی دوباره بود گردشآب می گویند

**********

انشا درباره قطره بارانی هستید كه از ابری چكيده ايد – شماره 3

یکی از هزاران قطرات اشکش، هزاران آبی که درخت مینوشد، هزاران قطره ای که بر سر خانه ها می خورد، من هستم.
مشخص نیست،کی ، و در چه موقعیتی از آغوش نرم و آرامش جدا شده و بر زمین بچکم ،‌اما، اینجا جایم امن و دلم قرص است که دست هیچکس به من نرسیده و از رگ به خداوند نزدیک تر هستم.
با هر ترکیدن بغض ابر، رعشه ای به دلم می افتد که نکند ، امشب دیگر نوبت من باشد و من باید در میان هزار قطره دیگر، بر زمین بیوفتم و یا مهمان شکم درخت و شاخه گلی در باغی سرسبز، و یا یک گل خشکیده در دل زمین باشم .
اما از سوی دیگر،این چکیدن و مهمان آغوش درخت و گلبرگ های گل شدن،‌ آن چنان هم بد نیست، زیرا عمری دوباره به او اهدا کرده و نیمی از او می شوم ، آن چنان که در هم قاطی شده و من او ، و او من می شود .
اما گاهی نیز، خوشحالم میشوم تا ابر، بغضش را ترکانده و مرا به زمین پرت کند،‌تا شاید کمی دلش آرام گیرد و صدای رعد و برق و ترکیدن بغض های عمیقش، گوش ملت را کر و آن ها را نترسانده و مجور به پناه بردن به خانه هایشان نکند.
به راستی که کدام یک بهتر است؟ این دو دل بودن، همیشه مرا اذیت کرده و می ترساند، که بچکم،‌یا نچکم…

**********

منابع :nexload – gambagam


صفحه بعد :

جواب تصویر نویسی صفحه ۸۴ نگارش هشتم (انشا در مورد تفاوت دو تصویر)

3.9 / 5. امتیازات: 72

اپلیکیشن تفریحی سنتر
  • مطالب مشابه
  • برچسب ها
  • دیدگاه ها3

افزودن دیدگاه

  • آواتار کاربر ناز
    نازمهمان
    2021-04-18 18:24

    عالی

  • آواتار کاربر ناشناس
    ناشناسمهمان
    2021-04-13 10:37

    خوب بود

    • آواتار کاربر هلن
      هلنمهمان
      2021-04-19 10:44

      خوبه

افزودن دیدگاه

  • آواتار کاربر ناز
    نازمهمان
    2021-04-18 18:24

    عالی

  • آواتار کاربر ناشناس
    ناشناسمهمان
    2021-04-13 10:37

    خوب بود

    • آواتار کاربر هلن
      هلنمهمان
      2021-04-19 10:44

      خوبه

افزودن دیدگاه

  • آواتار کاربر ناز
    نازمهمان
    2021-04-18 18:24

    عالی

  • آواتار کاربر ناشناس
    ناشناسمهمان
    2021-04-13 10:37

    خوب بود

    • آواتار کاربر هلن
      هلنمهمان
      2021-04-19 10:44

      خوبه